عبدالله شهبازی ادعای اورشلیم پست را تکذیب کرد

عبدالله شهبازی، تاریخ پژوه، در کانال تلگرامی خود ادعای اورشلیم پست درباره‌ی برداشتی از نوشته‌ی خودش را تکذیب کرد.

به گزارش انصاف نیوز، آقای شهبازی نوشت:

«سال‌ها پیش مطلبی نوشتم بدون ذکر نام یا قرینه‌ای که بتوان منتسبش کرد به فردی خاص. در اسفند ۱۳۹۱ آقای مهدی فلاحتی در صدای آمریکا آن مطلب را نقل کرد و ماجرا را منتسب کرد به آقای علی ربیعی، دوست قدیمی‌ام. مدتی اعتنا نکردم ولی چون دیدم به وسعت در حال پخش شدن است در ۲۰ مرداد ۱۳۹۲ در فیسبوک و وبلاگم تکذیب کردم. باز اعتنا نکردند و مطلب فوق همچنان پخش می‌شد. بناچار در ۱۶ دسامبر ۲۰۱۹/ ۲۵ آذر ‍۱۳۹۸ در کانال تلگرامی‌ام مجدداً تکذیب کردم. دیروز،‌ ۲۶ مارس ۲۰۲۱، دیدم که وبسایت روزنامه اسرائیلی اورشلیم پست همان مطلب را بنقل از آقای مهدی فلاحتی صدای آمریکا مجدداً به من منتسب و این بار از آن علیه آقای صالحی امیری استفاده کرده است. کمی بعد بخش فارسی صدای آمریکا مطلب اورشلیم پست را بازنشر کرد. این رفتار به شدت غیراخلاقی است و ظاهراً تکذیب‌های من نیز مانع از تداوم آن نیست.»


تکذیب ۲۵ آذر ۱۳۹۸ در تلگرام:

«داستان زیر را درباره آقای علی ربیعی مکرر از قول من نقل کرده‌اند. من سال‌ها پیش داستانی را نقل کردم که شنیده بودم و در متنی که منتشر کردم بهیچوجه نامی از آقای ربیعی نیاوردم و ادعا نکردم این ماجرا کار ایشان بوده. بلافاصله متن من تحریف شد و داستان را منتسب کردند به آقای علی ربیعی و تا به امروز بنقل از من تکرار می‌شود. سکوت کردم چون اینگونه جعلیات و تحریف‌های غیراخلاقی از سوی منابع مغرض بوده که اعتنایی به تکذیب ندارند. ولی اکنون با توجه به گسترش این شایعه لازم می‌دانم انتساب داستان فوق به آقای ربیعی را به شدت تکذیب کنم».


تکذیب ۲۰ مرداد ۱۳۹۲ در فیسبوک و وبلاگم:

«این روزها جمله‌ ای بنقل از من درباره آقای دکتر علی ربیعی، یکی از اعضای معرفی شده کابینه آقای دکتر حسن روحانی، نقل و تکرار می‌شود. من چنین سخنی نگفته ام. مطلبی درباره فرد دیگر نوشته بودم بدون ذکر نام، که ابتدا در بخش فارسی صدای آمریکا، در برنامه‌ ای که برای تخریب آقای خاتمی تهیه شده بود، آن را بر اساس قرینه به آقای علی ربیعی منتسب کردند و اینک همان ادعا را تکرار می‌کنند.»


شهبازی در کتابش چه نوشته بود؟

عبدالله شهبازی در بخشی از کتاب خود با عنوان «معمای سعید امامی و قتل‌های زنجیرهای» نوشته است:

«برخی از کسانی که در متهم کردن تیم متولی پرونده قتل‌های زنجیره‌ای به شکنجه و «اخذ اعترافات اجباری»، و از این طریق بستن پرونده فوق، نقش اصلی ایفا کردند، خود در زمینه اخذ اعترافات اجباری پیشگام بودند. آنان در ماجرای پرونده رهبران و کادرهای حزب توده ایران، که دستگیری آنها از ۱۷ بهمن ۱۳۶۱ آغاز شد، رویه‌ای چنان خشن در پیش گرفتند که منجر به قتل برخی از متهمان، مانند تقی کی‌منش، در حین بازجویی شد. این افراد در اواخر سال ۱۳۶۱ و اوایل سال ۱۳۶۲ موفق به اخذ اعتراف اجباری از رهبران حزب توده دال بر طراحی کودتا شدند. مسئله را به اطلاع امام خمینی رسانیدند و ایشان آن را غیرقابل پذیرش و نادرست خواندند. اندکی بعد صحت گفته امام خمینی ثابت شد. فرد دیگر، که او نیز از مقامات متنفذ اطلاعاتی و امنیتی وقت بود و بسیار مؤثر در متوقف کردن ادامه رسیدگی به پرونده قتل‌های زنجیره‌ای زمانی برایم یکی از خاطرات جالب زندگی‌اش را، در کمال خونسردی و به‌عنوان طنز، اینگونه بیان کرد: «در آذربایجان گروهی زندانی را دستگیر کردیم. نگهبان و محافظ به اندازه کافی نداشتیم. باید آنها را به استان گیلان می‌فرستادیم. همه را در تابوت خوابانیدیم و در تابوت‌ها را میخ زدیم و با کامیون اعزامشان کردیم. زمانی که در مقصد در تابوتها را باز کردند همه به علت خفگی مرده بودند!»

برای من تلاش این افراد، با این سوابق، برای متوقف کردن رسیدگی به ابعاد اطلاعاتی پرونده قتل‌های زنجیره‌ای به بهانه خشونت در بازجویی‌ها، معنادار بود. برایم روشن بود که ماجرا بر سر بیزاری از «خشونت» یا دفاع از حقوق انسانها نیست؛ هدف پنهان کردن رازهایی بود که تیم متولی پرونده در جریان تحقیقات طولانی خود، گام به گام و ناباورانه، بدان رسیده بود.»

[لینک به متن کامل]

انتهای پیام

نوشته های مشابه

یک پیام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا