خرید تور نوروزی

بررسی حقوقی و فقهی محاربه و حکم محسن شکاری

سامان موحدی راد در شرق نوشت: صبح پنجشــنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۱ خبری روی خروجی خبرگزاری ها قرار گرفت که واکنش هایزیــادی به همراه داشــت. در خبرها به نقــل از خبرگزاری میزان، ارگان رســانه ای قوه قضائیــه آمده بود که
محسن شکاری، از بازداشت شــده های اعتراضات اخیر، اعدام شده است. این اولین اجرای حکم اعدام برای
بازداشت شــدگان اعتراضات اخیر در ایران است که در پی مرگ مهســا امینی رخ داده است. چند روز قبل از
اجرای این حکم محســنی اژه ای در یک سخنرانی از قطعی شدن احکام چند نفر از بازداشت شدگان اعتراضات
اخیر خبر داده و وعده داده بود که به زودی این احکام اجرا می شوند. محسنی اژه ای دوشنبه هفته گذشته گفته
بود: «تعدادی از اغتشاشــگران محکوم به حبس و بعضا زندان های طویل المدت شدند و احکام تعداد دیگری
که مفســد و محارب بوده و اقدام به قتل و ایجاد ناامنی با سلاح گرم و ســرد کرده بودند نیز بعضا تأیید شده
و به زودی اجرا خواهد شــد». سه روز بعد از سخنان رئیس دســتگاه قضا خبر رسید که محسن شکاری، یکی از
بازداشت شدگانی که کمتر کسی نام او را شنیده بود، در پی اجرای حکمش اعدام شده است.


اتهامات و حکم محسن شکاری
آنچه از محســن شــکاری می دانیم، روایتی رســمی اســت که اغلب هم از سوی ارگان رســمی قوه قضائیه منتشر شده است. خبرگزاری میزان ساعت ۹ صبح روزی که محســن شکاری اعدام شد، در خبری نوشت: «چندی پیش حکم اولیه پرونده یکی از اغتشاشــگران صادر شد.
براســاس دادنامه صادره از ســوی دادگاه انقلاب تهران، محسن شــکاری به اتهام محاربه از طریق کشیدن سلاح به قصد جان و ایجاد رعب و وحشــت و ســلب آزادی و امنیت مردم و همچنین جرح عمدی با سلاح ســرد به مأمور بســیج حین انجام وظیفه و مســدودکردن خیابان ســتارخان تهــران و اخلال در نظم و امنیــت جامعه به اعدام محکوم شده بود. محســن شکاری فرزند مسعود
سوم مهرماه دستگیر شــده بود و اولین جلسه دادگاه او در مورخه ۱۰ آبان ماه برگزار شد. این فرد، سوم مهرماه در منطقه ســتارخان تهران ضمن بستن خیابان با در دست داشــتن «قمه» مردم را تهدید به هم صدایی و همراهی با خود می کرد. او در ادامــه اقدامات مجرمانه با حمله مســلحانه به یکــی از نیروهــای حافظ امنیــت با قمه ضرباتی را بــه بدن او وارد کرد و کتف ســمت چپ این
نیــروی حافظ امنیت را به نحوی مورد ضربه قرار داد که منجر به بخیه خوردن محل زخم به تعداد ۱۳ عدد شــد.
متهــم پس از واردکردن ضربه به نیــروی حافظ امنیت، قصــد فــرار از مهلکه را داشــت که در نهایت از ســویمأموران امنیتی و انتظامی دستگیر شد».


آن چنان کــه از روایت خبرگــزاری میــزان برمی آید، محســن شــکاری به خاطر بستن خیابان ســتارخان، دردســت داشتن قمه و ضرب و جرح یک بسیجی که منجر به درمان او با ۱۳ بخیه شــده اســت، از ســوی دستگاه قضائی ایران محارب شناخته و اعدام شده است.
زمان بندی سریع صدور و اجرای حکم
چیزی که بیش از هر چیزی در زمان انتشار خبر اعدام محســن شــکاری، واکنش های عمومی را در پی داشته
اســت، زمان بندی اجرای این حکم اســت. بنا بر گزارش خبرگزاری میزان محســن شکاری ســوم مهر ماه امسالبازداشت شده؛ بنابراین او ۷۴ روز بعد از دستگیری اعدام شــده اســت. همچنین آخرین جلســه دادگاه او هم ۱۸ روز پیش از اجرای حکمش برگزار شــده بود. در این میان
ســؤال هایی هم درباره فرجام خواهی متهم و طی شدن رویه هــای قانونــی در جریان اســت. خبرگــزاری میزان در روایت رســمی دســتگاه قضا از این مرحلــه از فرایند رســیدگی تا اجرای حکم می نویســد: «پــس از برگزاری جلســات دادگاه این متهم، ۲۹ آبان و بر اساس مستندات متقن پرونده و اظهارات شــهود حاضر در صحنه، حکم بدوی این پرونده صادر می شــود که براساس آن محسن شکاری فرزند مسعود به اتهام محاربه به مجازات اعدام محکوم می شــود. دادگاه انقلاب تهران براساس شواهد موجود علت محارب تشــخیص دادن محسن شکاری را، کشــیدن سلاح به قصد جان و ایجاد رعب و وحشت و ســلب آزادی و امنیت مــردم و همچنین جرح عمدی با سلاح ســرد به مأمور حافظ امنیت حین انجام وظیفه و مســدودکردن خیابان ســتارخان تهران و اخلال در نظم
و امنیــت جامعه اعلام کرده بــود. در این مرحله پرونده پــس از فرجام خواهی متهم برای بررســی های دقیق تر،به دیوان عالی کشور ارسال شد، در نهایت، حکم صادره پس از بررســی در دیوان عالی کشــور تأیید شــد و صبح ۱۷ آذرماه حکم اجرا شــد. دیوان عالی کشور در پاسخ به فرجام خواهــی حکم اولیه صادر شــده که از طرف وکیل متهم محسن شــکاری به این مرجع قضائی ارجاع شده
بود، اعلام کرده اســت: «فرجام خواهــی وکیل محکوم علیه محســن شکاری نسبت به رأی صادره وارد و موجه نیســت؛ زیــرا اقدامــات مرتکب یعنی حضــور در جمع اغتشاشگران و تلاش برای بســتن خیابان و تهدید مردم با سلاح سرد و نیز درگیر شدن با برخی از نیروهای حافظ امنیت و مجروح کردن آنها با سلاح سرد از مصادیق (من شــهر السلاح الخافه الناس) یعنی بزه محاربه است و
دادنامه صادره از این جهت منطبق با موازین شــرعی و قانونی است، لذا به استناد بند الف ماده ۴۶۹ قانون آیین دادرسی کیفری تأیید و ابرام می شود».


اصل تناسب جرم و مجازات رعایت شده است؟
کامبیز نوروزی، حقوق دان، در بررســی حکم محسن شــکاری آن را با ســه حادثه تروریســتی چند سال اخیر ایرانی یعنی حمله مســلحانه به مجلــس، رژه اهواز و حرم شــاهچراغ مقایســه می کند و در ادامــه می گوید:
محسن شکاری بنا به مفاد منتشرشده از مذاکرات دادگاه، چاقو در دســت خیابان را بسته و سپس با اسلحه سرد، یعنی همان چاقو یک مأمور بسیج را مجروح کرده است.
کجای عمل محســن شــکاری با آنچه جانیان حمله به مجلــس و رژه اهواز و حرم شــاهچراغ انجــام داده اند، یکسان یا شبیه و نزدیک است که مجازاتشان هم یکسان باشد؟ مثلا عامل حمله به حرم شاهچراغ با رگبار مسلسل ۱۳ نفــر را کشــت و ۲۰ نفر را مجروح کــرد. او پیش از محاکمه درگذشــت؛ اما اگــر زنده می مانــد و محاکمه می شد حتما به حکم قانون و به درستی به اعدام محکوم
می شــد و به احتمال بسیار قوی به جرم محاربه. چگونه می شــود عمل آن جنایتکار را با عمل محسن شکاری در یک ردیف قرار داد و هر دو را مســتحق اعدام دانســت؟
هیچ یــک از عناصــر و اجزای ایــن دو عمــل هیچ گونه شــباهتی با هم ندارند. اگر قرار باشــد مجازات کشــیدن چاقو و بســتن خیابان و مجروح کردن یک نفر با مجازات کشیدن مسلسل و بستن رگبار به جمعیت مردم و قتل ۱۳ نفر و مجروح کردن ۲۰ نفر یکی باشــد، اصل تناسب جرم و مجازات چه می شود و عدالت کیفری به کجا می رود؟
اجرای قانــون که فقط محدود به روخوانی آن نیســت. قانون اصول و مبانی و روح و اهدافی دارد که بدون فهم و رعایت آنها عدالتی حاصل نمی شود. قصد بحث در این مورد نیســت، آیا عمل شکاری اصلا محاربه بوده است یانــه. اگرچه در این پرونده تحقق ارکان جرم محاربه جای گفت وگو دارد و به نظر می رســد آنچه توســط او انجام شــده بیشتر با مواد ۶۱۴ و ۶۱۸ منطبق است تا مواد ۲۷۹
و۲۸۲) محاربه) اما با این فرض که عمل او محاربه بوده، نکته این اســت که مجازات محاربه فقط اعدام نیســت. یکــی از مجازات هــای محاربه تبعید (نفی بلد) اســت.
مجــازات هر جرمی اقل و اکثر دارد. ســقف و کف دارد. ممکن است یک جرم به شدیدترین شکل واقع شود یا بهصورت خفیف تر. وقتی جرم به شکلی خفیف واقع شده باشد، مجازات ســبک تر را می دهند. این از اصول حقوقجزاست. اگر عمل محسن شکاری واقعا محاربه هم بودهباشــد، که جای بحث دارد، بی نهایت سبک تر و خفیف تراز کارهایی بوده اســت که مهاجمان به مجلس و رژه وشاهچراغ انجام داده اند. به همین ترتیب به استناد قانونو اقتضای عدالت، محسن شکاری می توانست استحقاق این را داشــته باشد که مجازات خفیف تری بگیرد و طبق بند ت از ماده ۲۸۲ و تبصره همان ماده به نفی بلد یعنی تبعید محکوم شود و بتواند در شهری دیگر زندگی عادیخــود را برای مدتی در تبعیــد بگذراند. نه بنده می توانم از طرف همه مردم چیزی بگویــم نه هیچ کس دیگر اما ایــن احتمال را بدهید که جامعه از این حکم و این اعدامحس عدالت نگرفته باشد. کشف نظر مردم ساده است.
توسط یک مرجع معتبر، مانند ایسپا یک نظرسنجی ساده نظــر مردم را معلوم می کند کــه از این اعدام چه درک و برداشتی دارند.
متهمی که نامش تا روز اجرای حکم شنیده نشد
محســن شکاری را کمتر کسی می شــناخت. با وجود اینکه از ســوم مهر امســال در بازداشت بود؛ اما خانواده و دوســتانش اطلاعی از نحوه بازداشــت او، دلیل آن و نحوه نگهداری اش در رســانه ها منتشــر نکــرده بودند. برای همین اولین بار نامش وقتی در رســانه ها منتشر شد که دیگر زنده نبود. جســت وجوهای بعد از اجرای حکم اعدام او نشــان می دهد که او در زندان با یک یوتیوبر که او هم در پی اعتراضات اخیر ایران بازداشــت شــده بود، هم بند بوده اســت. با این حال آزادی ناگهانی این یوتیوبر هم منجر به این نشــد که اطلاعاتی از او در شــبکه های اجتماعــی درز پیدا کند. ایــن یوتیوبر توضیح می دهد که پــس از آزادی چند باری تلاش کرده تا خانواده محســن شــکاری را پیدا کند و اخباری از او را به آنها اطلاع دهد؛ اما موفق به این کار نشده تا سرانجام بعد از اجرای حکم نام او بر ســر زبان ها افتاده است. اعدام محسن شکاری واکنش هــای داخلــی و خارجــی زیادی در پی داشــته اســت. در ایران احمد خاتمی از اجرای این حکم تشــکر کرده و ســیدابراهیم رئیسی هم گفته که ایران «محاکمهو شناســایی قاتلان مدافــع امنیت را بــا جدیت پیگیریمی کند». در خارج از کشور وزرای خارجه آلمان، انگلیسو ایاالت متحده به این خبر واکنش نشان داده اند.


پرونده های دیگری با حکم محاربه و اعدام انتشــار خبر اجرای حکم محســن شــکاری موجب شــده تا توجه ها به پرونده های دیگر هم جلب شود. در کرج و در پی برگزاری مراســم چهلــم حدیث نجفی، از کشته شــده های اعتراضات اخیر، یک بســیجی هم جان باخت. در خبرها آمده که در هفته های گذشته ۱۵ نفر به جرم مشــارکت در قتل روح الله عجمیان محاکمه شدند که از این میان پنج نفر به اعدام محکوم شدند. همچنین چند نفر در پرونده مرگ طلبه ای به نام آرمان علی وردی دستگیر شــده اند که هنوز خبری از صدور احکام آنها در دست نیست. در شهرســتان ها هم چندین و چند پرونده مهم در دســتگاه قضا در دست بررسی است که اسامی
متهمان آنها در شــبکه های اجتماعی به هشــتگ هایی تبدیل شده است.

همچنین شرق در مقاله ای با تیتر «مجازات محارب اگر مرتکب قتل نشده چیست» در پایین مقاله قبلی نوشت:

آیت االله خویی: اگر با اسلحه کشــیدن فقط موجب ترس مردم شــده باشــد، نفی بلد می شــود و اگر آسیبی به کسی رسانده باشــد، ابتدا در حد همان جراحت قصاص می شود و ســپس تبعید می گردد.(تکمله المنهاج/ص۵۱ ( آیت االله وحید خراســانی و بسیاری از شاگردان ایشان هم همین فتوا را دارند.
آیت الله بهجت: اگر محاربت کــرد و عملی دیگر – قتل یا اخــذ مال – انجام نداد نفی بلد می شــود و در صورتی که مجروح کرده باشــد، قصــاص جراحت یا دیــه آن، افزوده می شود (جامع المسائل/ ج۵ ،ص۳۲۹.(
امام خمینی نیز با توجه به اضطراب فتاوا و روایات در این باره، تبعید را اولی می داند. ایشــان در تحریرالوســیله می گوید: (مسئله ۵ (در این حد، بنا بر اقوی حاکم بین قتل و مصلوب کردن و قطع به طور مخالف و نفی بلد، مخیر است و بعید نیست که برای حاکم بهتر باشد که جنایت را ملاحضه کند و آنچه مناسب آن است، اختیار نماید. پس:
اگر کشته است، حاکم، قتل یا مصلوب کردن را اختیار کند.
اگر مال را برداشته است، قطع را اختیار کند.
اگر شمشــیر کشــیده و فقط ترسانده اســت، نفی بلد را اختیار کند.
و تحقیقا کلمات فقها و روایات مضطرب اســت و بهتر همان است که ما ذکر کردیم.
متن تحریرالوسیله چنین است: «(مسئله ۵ :(الاقوی فی الحد تخییر الحاکم بیــن القتل و الصلب و القطع مخالفاً و النفی و الیبعد أن یکون الاولی له أن یالحظ الجنایة و یختار ما یناســبها، فلو قتل اختار القتــل أو الصلب، ولو أخذ المال اختار القطع، ولو شــهر الســیف و أخاف فقط اختار النفی وقد اضطربت کلمات الفقهاء و الروایات و األولی ما ذکرنا».


انتهای پیام

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا