«بهمن دارالشفایی» روزنامه نگار در یادداشتی تلگرامی با عنوان «چرا گفتم بهاره آروین دروغ گفته؟»، در نقدی به «بهاره آروین» یکی از کاندیداهای لیست امید برای انتخابات شورای شهر نوشت:
اصل مطلب: آروین در روایتهایش از وقایع سال ۸۸ دروغهای کوچک و بزرگی میگفت تا تحلیلش را مستدلتر کند (تحلیلش این بود که تقلب نشده و اقدامات موسوی و حامیانش اشتباه است). اما دروغ بزرگ و به قولی تیزترین تیغ را روز تشییع منتظری زد که نوشت در قم و در مسیر تشییع است و آدم زیادی نیامده و شهر مثل روزهای عادی است و بیشتر آدمها هم برای زیارت حرم آمدهاند.
شرح مطلب: چند روز پیش نوشتم از لیست شورای عالی اصلاحطلبان برای شورای شهر تهران قطعا به بهاره آروین رای نخواهم داد و دلیلش هم دروغهایش در ۸۸ است. حقش این بود که همان موقع مفصلتر مینوشتم اما درگیری شدید در نمایشگاه کتاب (و کمی هم ملاحظههای دیگر) باعث شد تا امروز فرصت نکنم.
من در سال ۸۸ نوشتههای آروین را جسته و گریخته دنبال میکردم و در چند سال اخیر فقط آن دو سه نوشتهاش را که بحث برانگیخت دیدهام. همیشه از نظر فکری او را خیلی دور از خودم حس میکردم. این را هم بگویم که من عمدتا نوشتههای او را در گوگلریدر میخواندم که الان بهکل از دسترس خارج شده و دروغهایی هم که به آنها اشاره دارم قاعدتا همانجا منتشر شده بوده.
آروین از همان اوایل ۸۸ معتقد بود موسوی شکست خورده، اعلام پیروزیاش در آن شب اشتباه بوده، حضور خیابانی از آن اشتباهتر و الی آخر. این تحلیل با تحلیل آن زمان من بهکل متفاوت بود ولی دلیل رای ندادن من به او اینها نیست. آروین برای تقویت استدلال و موضعش جزئیات را تحریف میکرد. بهخصوص در نوشتههای مربوط به اعتراضات خیابانی. متاسفانه گوگلریدر در دسترس نیست که ارجاع بدهم ولی در این چند روز از چند تا از دوستانی که آن زمان خبرها را جدی دنبال میکردند همینها را شنیدم. اینها روی هم تلنبار شد تا روز تشییع منتظری. آروین در آن روز نوشت در قم و در مسیر تشییع بوده و جمعیت خاصی ندیده و خیابان مثل روزهای عادی بوده و کسانی هم که آمده بودند برای زیارت حرم آمده بودند. در آن لحظه این آدم برای من تمام شد.
آروین از نظر من شخصی است که حاضر است برای اینکه بگوید حرف من درست است و شما دارید اشتباه میکنید در روز روشن دروغ به این بزرگی بگوید. چند روز پیش دیدم رضا شکراللهی که از دوستداران منتظری است هم نوشته: «بنا به حکایت گل و شبلی، تیزترین تیغ را عصر روز تشییع منتظری خوردم از قلم آروین. ولی دارم فکر میکنم صلاح سیاسی امروز چیست. تصمیم سختی است.» (امروز دیدم کسی جملهای از یکی از نوشتههای آروین بعد از عاشورای ۸۸ را گذاشته که گفته بود سبزها در عاشورا نشان دادند آب نمیبینند وگرنه اگر سنگ و چماق و حتی اسلحه دم دستشان باشد در خشونت دست کمی از طرف مقابلشان ندارند.)
اینها توضیح این بود که چرا من آروین را دروغگو میدانم. اما میدانم که در این سالها همه ما به کسانی رای دادهایم که کارنامهشان در نظرمان سیاهتر از این بوده. اما آدمها اولویتها، تحلیلها و نقاط حساس متفاوتی دارند. ضمن اینکه میگویند امروز خاتمی مردم را دعوت به رای دادن به کل لیست میکند و با توجه به اینکه لیست به ترتیب حروف الفبا تنظیم شده و نام آروین بالای لیست است احتمال رای نیاوردنش واقعا کم است. این نوشته هم باعث میشود چند نفر شناخت دقیقتری از عضو شورای شهرشان داشته باشند.
ضمن اینکه به نظرم رای ندادن به آروین در این شرایط به چند دلیل کار موجهی است:
۱. انتخابات مجلس و خبرگان با این انتخابات فرق میکند. آنجا هدفها مشخص بودند و لازمهشان رای به تمام لیست بود. اینجا هدف شخص من شهردار نشدن دوباره قالیباف است و حذف یک نفر از لیست مانع این هدف نیست.
۲. لیست مجلس و خبرگان لیستی بود که با دست بسته تهیه شده بود اما حالا این لیست با دست نسبتا باز بسته شده و کسی که با این لیست رای بیاورد اعتبار سیاسی بیشتری پیدا میکند. من برای آدمی با طرز فکر آروین این اعتبار سیاسی را قائل نیستم و نمیخواهم این اعتبار را به او بدهم.
۴. به نظر من دست کم دو سه نفر دیگر لیست هم شایسته این رای نیستند ولی فعلا فکر میکنم تغییر بیش از این در لیست خطر از دست دادن اکثریت را زیاد میکند.
۵. من هر شورای یکدستی را مستعد فساد مالی میدانم و در نهایت حضور دو سه نماینده مخالف در شورا (با اینکه اتفاق خوبی نیست و ترجیح میدادم آروین در لیست نبود تا به لیست کامل رای میدادم) میتواند اثرهای مثبتی هم داشته باشد و باعث شفافیت بیشتر عملکرد شورا شود.
در نهایت اینکه هفت هشت سال از آن روزها میگذرد و خود من هم یادم رفته بود. ولی وقتی یک نفر خود را در معرض رای مردم میگذارد مردم هم حق دارند در گذشتهاش کندوکاو کنند.
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید