اطلاعاتی از تلویزیون ضدایرانی «ایران اینترنشنال»

درباره‌ی «ایران اینترنشنال»، تلویزیونی ماهواره‌ای فارسی زبانی که حدود دو ماه است راه افتاده، اطلاعات زیادی در دست نیست، الا نشانه‌هایی پراکنده که وابستگی آن را به جریانی ضدایرانی در عربستان سعودی بدیهی می‌کند.

به گزارش انصاف نیوز، سیدعطاالله مهاجرانی وزیر اسبق ارشاد که سال‌هاست در خارج کشور زندگی می‌کند و به زبان عربی و در رسانه‌های جهان عرب آشناست، در توییتی نوشت: «دوستى پرسید، تلویزیون ایران اینترنشنال دعوت کرده مصاحبه کنم، نظرت؟ گفتم نکن! این رسانه وجه پنهان ضد ایرانى دارد و پدر خوانده‌اش عبدالرحمان راشد است».

افشاگری یک اپوزسیون

همچنین «محمد سهیمی»، یکی از فعالان سیاسی اپوزسیون در دو یادداشت با عنوان «بودجه تلویزیون ایران اینترنشنال که از لندن آغاز بکار کرده از کجا تامین می‌شود؟» در فیسبوک نوشت:

«از چند روز پیش تلویزیون «ایران اینترنشنال» از لندن آغاز به کار کرد. اینطور که گفته می‌شود، بودجه چند ده میلیون دلاری (یا پوندی) آن توسط رژیم عربستان سعودی، دشمن شماره یک ایران در منطقه تأمین می‌شود. مدیران اصلی‌ آن آقایان علی‌ اصغر رمضانپور، محمد منظرپور، بهروز آفاق، و حسین رسام هستند. رمضانپور، که خود را اصلاح طلب معرفی‌ می‌کند، هیچگاه در زمانی‌ که هنوز در ایران بود در جلسات اصلاح طلبان شرکت نمی‌کرد. در حقیقت، منابع من گفته‌اند که در آن زمان بسیاری از اصلاح طلبان از ایشان به دلایل چندی دوری می‌کردند. تنها دلیلی‌ که ایشان را به اصلاح طلبان «وصل» می‌کنند این است که در زمانی که آقای احمد مسجد جامعی وزیر ارشاد دولت آقای سید محمد خاتمی بود، رمضانپور معاون ایشان در امور فرهنگی‌ بود.

منظرپور هم که قبلا در صدای آمریکا بود، و چندی نیز خبرنگار بی‌ بی‌ سی‌ در اسرائیل. او نیز، علیرغم ادعای خود و مخالفان او در زمانی که در صدای آمریکا کار می‌کرد، اصلاح طلب نبود، و منابع بنده این موضوع و عدم شرکت ایشان در جلسات اصلاح طلبان در ایران را تائید کرده‌اند. آخرین سمت بهروز آفاق در بی‌ بی‌ سی‌، مدیر بخش آسیا و اقیانوس آرام بی‌ بی‌ سی‌ بود. ایشان که از سال ۱۹۸۳ برای بی‌ بی‌ سی‌ کار می‌کردند مدتی‌ مدیر برنامه‌های بی‌ بی‌ سی‌ در آسیای مرکزی بودند، و بعد ادیتور بخش آسیا – اروپای بی‌ بی‌ سی‌ بودند. ایشان همچنین در بخش فارسی‌ بی‌ بی‌ سی نیز سال‌ها کار می‌کردند. حسین رسام نیز که در بی‌ بی‌ سی‌ کار می‌کرد، در زمان جنبش سبز در تهران تحلیلگر ارشد سفارت بریتانیا در تهران بود، که قوه قضاییه او را به جرم تحریک مردم به نا آرامی دستگیر کرد و مدتی‌ در زندان بود.

هیچکدام از این چهار نفر که روزنامه‌نگار هستند، کوچکترین انتقادی به عربستان (و همچنین اسرائیل) تا به حال نداشته‌اند.

در آغاز که مقدمات اینکار آماده می‌شد، این تلویزیون توانست تعدادی از روزنامه‌نگاران و برنامه‌سازان را قبول به همکاری کند. برای برخی‌ از این روزنامه نگاران دلیل قبول همکاری پول زیادی است که این تلویزیون می‌پردازد. برخی‌ دیگر که روزنامه‌نگار حرفه‌ای هستند دعوت به همکاری را برای انجام کار حرفه‌ای خود قبول کردند. ولی‌ منابع بنده به من گفته‌اند که بسیار از آنهایی که قبول کرده بودند همکاری کنند وقتی‌ متوجه شدند که بودجه‌ی این تلویزیون توسط عربستان سعودی تأمین می‌شود، کنار کشیدند. این تلویزیون برای جلب ایرانیان شناخته شده حتی برای مصاحبه با آنها نیز پول خوبی‌ میپردازد.

بر طبق اطلاعات من ظاهراً بودجه‌ی کلانی نیز توسط یک سرمایه دارعربستان برای تأسیس یک خبرگزاری در نظر گرفته شده که به زودی آغاز بکار خواهد کرد. اینطور که منابع بنده گفته‌اند، ظاهراً قرار است که خانم نوشابه امیری و همسر ایشان آقای هوشنگ اسدی مدیر این خبرگزاری باشند، ضمن اینکه ممکن است با تلویزیون نیز همکاری داشته باشند.

من با پول گرفتن از هر دولت خارجی‌ برای فعالیت‌های سیاسی مخالف هستم. ولی‌ اگر، به عنوان مثال، سوئد و یا سوئیس چنین بودجه‌ای را تأمین می‌کرد، دستکم به خاطر کارنامه‌ی بسیار مثبت آنها قابل قبول‌تر بود. ولی‌ عربستان؟ پدر پول بسوزد که برای به دست آوردن آن برخی‌ حتی دست خود را به طرف دشمنان قسم خورده‌ی ایران دراز می‌کنند».

یادداشت دوم محمد سهیمی

سهیمی در یادداشت دوم با عنوان «چند نکته دیگر درباره بحث مربوط به تلویزیون ایران اینترنشنال» نوشت:

«موضوع پست قبلی‌، یعنی‌ تلویزیون «ایران اینترنشنال»، به دلایل چندی مهم است. برخی‌ از آنها به گمان من از این قرار هستند.

۱. آیا اپوزیسیون خارج از کشور باید از دولت‌های دیگر برای فعالیت‌های خود منابع مالی‌ دریافت کند؟ بحث بر سر فرقه‌ی خائن مجاهدین و کسانی نظیر رضا پهلوی نیست، بلکه بحث بر آنهایست که اپوزیسیون واقعی‌ دلسوز کشور، یکپارچگی آن، و امنیت ملی‌ آن در شرایط حساس و بحرانی کنونی خاور میانه هستند. خود من با چنین کاری تحت هرگونه شرایطی مخالف هستم.

۲. برخی‌ دریافت کمک مالی‌ را ردّ نمی‌کنند. در اینصورت سوالی که مطرح می‌شود این است: آیا اگر منابع مالی‌ مناسب تهیه نشد، ناچار باید از دشمنان قسم خورده ایران پول برای فعالیت قبول کرد؟ اگر سرمایه‌دار یک کشور متخاصم حاضر شد منابع مالی‌ را در اختیار فعالان سیاسی ما قرار دهد، تکلیف چیست؟

۳. برای دستکم دو سال شخصیت‌های عرب طرفدار عربستان پیشنهاد کرده‌اند که رژیم آن کشور یک شبکه‌ی تلویزیونی ماهواره‌ای برای ایران به راه اندازد. به عنوان مثال، در دسامبر ۲۰۱۵ آقای محمد السلمی، روزنامه‌نگار عرب، در روزنامه‌ی الوطن که متعلق به عربستان سعودی است همین پیشنهاد را مطرح کرد. قبل از آن در اکتبر ۲۰۱۵ روزنامه اینترنتی عربی‌ ایلاف که از لندن منتشر می‌شود و متعلق به یک ثروتمند بانفوذ عربستان است، از کشور‌های عرب منطقه خواست که منابع مالی‌ لازم برای تأسیس یک شبکه‌ی تلویزیونی فارسی‌ زبان را تأمین کنند. تحلیلگر اهل عربستان، آقای مبارک الدجین، در الوطن پیشنهاد کرده بود که تلویزیون کافی‌ نیست، بلکه باید کارزار قوی از طریق شبکه‌های اجتماعی نیز توسط عربستان براه افتد. وبسایت العربیه از سال ۲۰۰۸ بخش فارسی‌ زبان دارد. الشرق الاوسط، که متعلق به خاندان سلطنتی عربستان است، از سال ۲۰۱۳ وبسایت فارسی دارد. از سپتامبر ۲۰۱۵ وزارت فرهنگ و اطلاعات عربستان در ایام حج برنامه‌ی تلویزیونی ۲۴ ساعته‌ی فارسی‌ دارد. در ماه اوت سال ۲۰۱۵ وبسایت العربی الجدید گزارش داد که همان وزارت خانه‌ی عربستان قصد تأسیس دو ایستگاه تلویزیون ماهواره‌ای دارد که یکی‌ از آنها به زبان فارسی‌ خواهد بود».

نوشته‌ی سوم در سایت گویا

آقای سهیمی همچنین چند روز بعد در یادداشتی در سایت «گویا» با جزییات بیشتر و چند سند به این موضوع پرداخت. در بخشی از این یادداشت آمده است:

«اگر گروهی و یا سازمانی برای فعالیت‌های خود از وزارت خارجه آمریکا کمک مالی‌ دریافت کند، آن گروه و یا سازمان واعضای آن حق انتقاد از سیاست خارجی‌ آمریکا را در رسانه ها ندارد. مثال دیگر در این مورد بنیاد غیر انتفاعی است که خانم فاطمه حقیقت‌جو، نماینده اصلاح طلب مجلس ششم به همراه تعداد دیگری از دوستان و همکاران در سال ۲۰۱۰ تأسیس کردند. بر طبق وبسایت این بنیاد، فعالیت بنیاد درباره «آموزش اصول و روش‌های مسالمت جویانه در فرایند تأسیس دموکراسی» است. در مورد منابع مالی‌ این بنیاد در وبسایت آن گفته می‌شود که «بنیاد به دنبال دریافت کمک‌های مالی‌ از اشخاص، سازمان‌های دولتی و غیر دولتی [آمریکا]، و همچنین مؤسسات بین‌المللی است»، ولی‌ نگارنده نتوانست لیستی از حامیان مالی این بنیاد که به آن کمک مالی‌ داده‌اند بیابد.

مثال دیگر در این مورد موسسه «توانا»، یک موسسه‌ی الکترونیکی و اینترنتی است که در اردیبهشت ۱۳۸۹ توسط آقای اکبر عطری، از فعالان دانشجویی سابق در ایران، و همسر ایشان خانم مریم معمار صادقی‌ تأسیس شد. «توانا» بر طبق آنچه که در وبسایت خود اعلام کرده است یک «موسسه آموزشی» است. این موسسه با سازمان راستگرای آمریکایی‌ «فریدام هاوس» (Freedom House) که بودجه‌ی آن را دولت آمریکا تأمین می‌کند همکاری دارد. بر طبق گزارش روزنامه‌ی “«فایننشیال تایمز» در سال ۲۰۰۶ «فریدام هاوس» از دولت پرزیدنت جورج بوش پسر بودجه‌ای برای فعالیت‌های مخفی‌ در ایران دریافت کرده بود. «توانا» در وبسایت خود منابع مالی‌ خود را وزارت خارجه آمریکا، وزارت خارجه هلند، «موقوفه ملی‌ برای دموکراسی» که یکی‌ دیگر از سازمان‌هایی‌ است که با بودجه‌ی دولت آمریکا اداره می‌شود و متهم به شرکت در بسیاری از تحرکات راستگرایان بر ضدّ دولت‌های خود در آمریکای لاتین و مناطق دیگر جهان شده است، و گوگل ذکر می‌کند، که البته این میزان شفافیت قابل توجه است. «توانا» میزان کمک‌های مالی‌ خودرا ذکر نمی‌کند، ولی‌ تا جایی‌ که نگارنده بر طبق اسناد مالیاتی موجود اطلاع دارد، میزان کمک دریافتی در سال ۲۰۱۳ متجاوز از ۱.۳ میلیون دلار بود».

در بخشی دیگر از این یادداشت درباره‌ی منابع مالی تلویزیون ایران اینترنشنال آمده است:

«تلویزیون «ایران اینترنشنال»، آنطوری که مدیران آن می‌گویند، قرار است یک شبکه ماهواره‌ای ۲۴ ساعته‌ی «سی‌ ان ان» ایرانی‌ باشد. هزینه‌ی سالانه‌ی یک چنین تلویزیونی ده‌ها میلیون دلار است، بخصوص که اینطور که منابع نگارنده به او گفته‌اند، حقوق‌های کارکنان کنونی آن خیلی‌ بیشتر از هر مقداری است که در رسانه‌های دیگر دریافت می‌کردند. این تلویزیون نه‌ تنها به آنهایی که در برنامه‌ی تلویزیونی آن شرکت می‌کنند و، به عنوان مثال، مصاحبه می‌شوند، پول خوبی‌ پرداخت می‌کند، بلکه اگر لازم باشد مخارج مسافرت آنها را به لندن نیز می‌پردازد تا شخصاً در استودیو‌های تلویزیون حضور یابند. پس سوال مهم این است: هزینه این تلویزیون چگونه تأمین می‌شود؟»

به نوشته‌ی سهیمی، علیرضا نوری‌زاده در جواب سوال یکی‌ از بینندگان برنامه‌اش در تلویزیون «ایران فردا» درباره‌ی نقش او در تأسیس تلویزیون «ایران اینترنشنال» گفته است:

«مجموعه‌ای که ایران اینترنشنال را درست کردند اومدند دو سال قبل پیش من و به من گفتند که دوست دارند من چهار ساعت برنامه [به تلویزیون «ایران فردا» که مدیر آن نوریزاده است] اضافه کنم، و اونها این چهار ساعت را به خبر اختصاص بدهند، چون اصلا هدفشون یک تلویزیون خبری بود. بعد از مدتی‌ صحبت کردن – می‌تونست به ایران فردا هم کمک کنه از نظر مالی‌ و ما دست و بالمون باز بشه – ولی‌ نه‌ من گفتم [نه‌] چون چهار چوبی را معین کردم، و در این چهار چوب بینندگان ما همین مسیر را دوست دارند، نوع ادبیاتمون رو [دوست دارند]. بعد گفتن خوب آقا کمک کن که ما یک تلویزیون خودمون را درست کنیم، و من یک چند نفری را که می‌شناختم معرفی‌ کردم و رفتند شرکت‌هایی‌ داشتند تأسیس کردند، امکاناتشون هم خیلی‌ خوب بود، و ایران اینترنشنال را درست کردند».

سهیمی می‌نویسد: «در دنباله‌ی همان برنامه دکتر نوری‌زاده به نظر می‌رسد از شرحی که دادند عقب نشینی کردند، ولی‌ آنچه که گفتند در‌ توافق کامل است با آنچه که در دنباله‌ی این مقالهٔ شرح داده می‌شود. مجوز تلویزیون متعلق به شرکتی است به نام Global Media Circulating Limited که یک دفتر آن در لندن است. آفکام، OfCom سازمان تنظیم کننده مقررات رسانه‌ای بریتانیا است. هفتاد و پنج درصد شرکت متعلق به آقای عادل عبدالکریم است. ایشان متولد ۱۹۶۴ و شهروند عربستان سعودی هستند، و فوق لیسانس خود را از دانشگاه نگارنده، دانشگاه کالیفرنیای جنوبی در شهر لوس آنجلس، در ۱۹۹۳ دریافت کردند».

بنا بر نوشته‌ی سهیمی، «آقای عبدالکریم دارای سمت‌های دیگری در چند شرکت دیگر که در بریتانیا ثبت شده اند نیز هستند. یکی‌ از آنها Or Holding and Investments Limited است. مدیر سابق این شرکت مادر، و یا Holding کسی‌ بجز آقای عبدالرحمان راشد، روزنامه نگار مشهور عربستان سعودی و مدیر سابق تلویزیون العربیه نیست که بلندگوی رژیم عربستان سعودی است، و افکار به شدت ضدّ ایران او، همانند العربیه، شهرت خاصی‌ در میا‌‌ن آگاهان دارد».

وی می‌نویسد: «آقای رمضانپور در یک توئیت اعلام کردند که شرکتی به نام Vulnat Media, Ltd بر روی اینکار سرمایه گذاری کرده و قرار است که هزینه‌ی تلویزیون از طریق پخش آگهی تامین شود. نگارنده قادر نبود شرکتی به نام Vulnat Media در اینترنت بیابد. آنچه که وجود دارد یک شرکت است بنام Walnut Media ولی‌ اینکه آیا بین این شرکت و تلویزیون ایران اینترنشنال رابطه‌ای وجود دارد برای نگارنده روشن نیست. دفتر این شرکت در دوبی قرار دارد. نگارنده قضاوت در این مورد که آیا پخش آگهی قادر خواهد بود که مخارج عظیم این تلویزیون را تأمین کند را به خوانندگان گرامی‌ واگذار می‌کند».

انتهای پیام

لینک کوتاه شده: http://www.ensafnews.com/D3rJG
برچسب ها

نوشته های مشابه

8 Comments

  1. سلام ،
    البته قیاسی است ،تقریبآ مع الفارق ! ولب خب ، در مثل مناقشه نیست ! من هر صبحی که میروم بازار روز ، سیب زمینی و پیاز را سوا میکنم و کاری ندارم که دکاندار، عرب است یا عجم ! سرخ پوست است یا سیاه پوست ! من سیب زمینی خوب- سالم میخواهم و سوا میکنم ! اینها خزعبلات است ! خبر و گزارش را از هر جا که هست،گوش کن و از سالم هایش استفاده کن ! این وصله چسباندنها یعنی چه !؟ هر کس هر چیزی که میخواهد بگوید ، باید آزاد باشد، و هر کس هم هر چیزی که میخواهد بشنود و ببیند باید آزاد باشد ! آزادی که فقط در اقتصاد نیست ! صبح تا شب فریاد اقتصاد آزاد- اقتصاد آزاد – همه تان بلند است ! به خبر و فرهنگ و اجتماع که میرسد،دیگر از آزاد و آزادی خبی نیست !؟ چشم و نگاه را باید شست ! امثال این ذهن ها، باید خانه تکانی شود !

    17
    9
  2. پاسخ به ابولقاسم.سلام دوست عزیز وقتی رسانه ای شد رادیو اسراییل یا صدای امریكا مهم نیست و بقول شما شنونده عاقل برایند مناسبی از اخبار رسانه میلی تا بیبیسی فارسی پیدا میكنه… اما وقتی تلوزیونی دم از اگهی و تبلیغات زد و از شیوخ عرب بودجه گرف حسابش متفاوته. دست كم میدونیم عربستان و كشورهای زیر پونزی حاشیه خیلج فارس نه از پهلوی دل خرمی داشتن و نه از جمهوری اسلامی دارن، اینا یك ایران ضعیف و تجزیه شده میخوان و اصلا تفاوتی بین اصلاحطلب و وصولگرا قایل نیستن. ارزو دارن مام میهن تجزیه بشه و هرگوشه قبیله حكومت كنه و احیانا نظیر سوئد یا سوییس دغدغه گسترش دموكراسی ندارن و بسا از مردمسالاری گریزان هستند

    14
    2
    1. سلام ،آقا رضا ،
      لطفآ ماجرای اسخریوطی را در تاریخ مطالعه بفرمایید ! اینجا جای شرحش نیست ! تاریخ ، از این نمونه ها بسیار دارد ! این تلویزیون و آن رادیو هم میتواند اسخریوطی عربستان باشد ، یا بالعکس !

      5
      1
  3. حالا چه کسی گفته آقای مهاجرانی و منابعش! شاخص سنجش سره از ناسره هستند؟! مگر کم مهمل و خزعبل غیر دقیق و غیر صادقانه، رندی و پاچه خواری با اهداف و منافع کاملا شخصی از او به عنوان تحلیل و تفسیر می شنویم ؟!!

    6
    7
  4. شبکه بسیار خوبیه
    اطلاعات علمی تاریخی و اجتماعی از ایران و جهان میدهد
    برای مثال امروز با ایرانیان دانشگاه استندفورد و اطلاعات این دانشگاه برنامه داشت
    و برنامه زیبایی از تاریخ و تاسیس کانون پرورش فکری گودکان و نوجوانان داشت نویسندگان، موسسان، مدیران و کارکنان آنجا که بسیار خاطره انگیز بود

    3
    4
  5. هر فکری و گروهی حتی مقداری کم زوایه پیدا کند کلا داغونش می کنند و ربطش می دهند امریکا/اسراییل/عربستان والسلام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن